همه حاکمان این سرزمین در طی نهصد سال اخیر به احترام تاریخ و تمدن کارمانیا هرگز به خود اجازه ندادند دست تعدی بر آن وارد سازند. تا اینکه در چند سال اخیر قیمت زمین گودال خشتمالها به سبب گسترش شهر افزایش یافت و چشمهای بیشماری بر خاک آن دوخته شد. معامله گرانی که نه به تاریخ اهمیت می‌دادند و نه اصالت و فرهنگ برایشان مهم بود. بنابر این هیچگاه فکر نکردند بهتر است این مکان تبدیل به مجموعه ای گردشگری شامل موزه عبرت و موزه خاک و خشت و جایی زیبا برای تفریح و حضور گردشگران شود. بلکه مستقیم رفتند به سراغ ساخت و ساز و تبدیل آن به پاساژ...
کد خبر: ۷۶۹۳۲۳
تاریخ انتشار: ۱۴ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۱:۴۹ 05 August 2019

به گزارش تابناک کرمان، خاک گودال خشتمالها به توبره کشیده شد تا کرمان کرمان شد. گودالی که از کندن خاکش برای ساختن شهر اولیه کرمان استفاد نمودند. نخستین بار حدود نهصد سال پیش به دستور تورانشاه سلجوقی یک مسجد به نام ملک و تعدادی تأسیسات نظامی در اطرافش با استفاده از خاک همین گودال ساخته شد . این کار بدان منظور انجام گرفت که کرمانیان مکان زندگی خود را از قلعه های خفن و تو در توی دختر و بردشیر به دشت کارمانا انتقال دهند. حکومت سلجوقیان برای تشویق مردم به مهاجرت اقدام به حفر یک قنات به نام مسطوره از ارتفاعات پایین دست جوپار تا این منطقه نمود. اما کرمانی امنیت را مهمتر از رفاه و نزدیک بودن به آب میدانست.

رنج نامه‌ای در سوگ تاریخ تمدن کرمان، گودال خشت مالها

بنابراین خانه اش را از بالای قلعه های مستحکم دختر و بردشیر به محدوده اطراف خیابان کنونی امام انتقال نداد و بعدها مشخص شد که کارش درست بوده. دویست سال بعد یعنی هفتصد سال پیش و در دوران حکومت بانوی مقتدره ترکان خاتون قراختایی بر کرمان، همین شهرسازی به گونه ای دیگر تکرار گردید و اینبار مردم بنا بر علاقه ای که به این بانوی مقتدر و متفکر داشتند، دل به نقل مکان داده و شهر کرمان پس از هزاران سال از درون قلعه های کوه به دشت کارمانیا انتقال یافت. شهری که ما امروزه آن را با نام محله شهر میشناسیم و در محدوده خیابان شهید باهنر تا شهید چمران قرار داشته. بدین ترتیب ایجاد شهرسازی و استحکامات نظامی و امنیتی مستلزم استفاده از خاک و ملات خوب بود که حکومت‌های سلجوقیان و قراختائیان هر دو با دویست سال فاصله از خاک گودال خشتمالها استفاده کردند.
از آن زمان تا دوران قاجاریه به مدت ششصد سال تمامی ساخت و سازهای درون شهری کرمان و استحکامات نظامی اطراف شهر با استفاده از خشت و گل و آجرهایی تشکیل میشد که خاک مورد نیازشان را از گودال خشتمالها تأمین می‌کردند. حتی گفته شده قلعه محمود افغان با استفاده از همین خاک ساخته شد . این وضعیت تداوم داشت تا اینکه حکومت پهلوی اقدام به برچیدن برج و باروهای اطراف شهر نمود و گودال خشتمالها تبدیل به جزئی از کرمان گردید. ولی کسی بر پیکره آن آسیبی وارد نساخت تا کرمانی یادش نرود برای هزاران سال در پناه خاک از گزند دشمنان و باد و باران و آفتاب محفوظ مانده و بقا یافته. بدین ترتیب میتوان گفت گودال خشتمالها بخشی از اصالت کرمانی ها گردید و همه حاکمان این سرزمین در طی نهصد سال اخیر به احترام تاریخ و تمدن کارمانیا هرگز به خود اجازه ندادند دست تعدی بر آن وارد سازند. تا اینکه در چند سال اخیر قیمت زمین گودال خشتمالها به سبب گسترش شهر افزایش یافت و چشمهای بیشماری بر خاک آن دوخته شد. معامله گرانی که نه به تاریخ اهمیت می‌دادند و نه اصالت و فرهنگ برایشان مهم بود. بنابر این هیچگاه فکر نکردند بهتر است این مکان تبدیل به مجموعه ای گردشگری شامل موزه عبرت و موزه خاک و خشت و جایی زیبا برای تفریح و حضور گردشگران شود. بلکه مستقیم رفتند به سراغ ساخت و ساز و تبدیل آن به پاساژ همان ابتدا نام پروژه شان را گذاشتند سیتی سنتر اما هنگامی که فهمیدند سیتی سنتر زشت است، آن را به پروژه ساروج پارس تغییر دادند. این نامها فرقی نمی‌کردند. زیرا مفهوم کلی پروژه چیزی به جز تخریب اصالت و هویت یک سرزمین نبود. تخریبی که ذائقه آن چنان کام طرفدارانش را شیرین کرد که برایشان مسئله مرگ و زندگی گردید و با افزودن طبقات سیتی سنتر بر پیکره میراث فرهنگی کرمان چوب حراج زدند. کار بدانجا رسید که آهن‌ها از راسته بازار تاریخی کرمان و محله و بازار میدان قلعه و میدان ارگ و مجموعه ابراهیم خان ظهیر الدوله بالاتر رفتند و از دوردست‌ها دیده می‌شدند.

بدین ترتیب شرشان از تخریب اصالت گودال خشتمال‌ها فراتر رفت و تمامیت میراث فرهنگی و تاریخی کرمان از ثبت جهانی خارج گردید و بی‌ارزش شد. زیرا هیچ گردشگری حاضر نیست وارد منطقه ای تاریخی شود که احساس ورود به دوره ای از زمان برایشان ایجاد نشود. برای مثال میروند اصفهان تا وارد دوران صفویه گردند و یا در یزد وارد دوران تیموریان و قاجاریه شوند. مهم این است که آرامش یک دوره تاریخی را در حال و هوا و ساختمان‌ها و راه‌های همان دوره ببینند. اما بلایی بر سر کرمان آمد که همه چیز بی هویت گردید. به گونه ای که حتی ما کرمانیان هم نمی‌توانیم خودمان را در یک زمان مشخص پیدا کنیم. تخریبی وحشتناک برگرفته از ضرب المثل سنگ مفت و چغوک هم مفت، در کرمان فقط چند نفر باعث نابودی یک تاریخ و تمدن گردیدند. ای کاش میراث‌مان را از بابت دست آوردی بزرگ از دست داده بودیم. نه از بابت سیتی سنتری که شبیه به یک پاساژ پیشرفته دارای بیش از هزار مغازه است. معاوضه نمودن هویت فرهنگی و تاریخی یک سرزمین با هزار دکان فقط قاه قاه خندیدن آیندگان را به دنبال خواهد داشت. آن هم دکان‌هایی که معلوم نیست چه چیزی را باید در آنها فروخت. چون کرمان نه در کنار دریا قرار دارد و نه مرز. حتی مسافران عید هم برای خرید از کرمان به بندرعباس و قشم میروند. ای کاش دلباختگان سیتی سنتر نیم نگاهی به شهرهای پرآوازه و گردشگری جهان همچون ونیز ، پکن ، سئول ، قاهره ، استانبول ، مادرید و حتی اصفهان خودمان می‌انداختند و میدیدند که با تاریخ و تمدن می‌توان موفق ترین شهر گردشگری جهان شد. اجحافی که در چند دهه اخیر بر میراث فرهنگی و طبیعت و تاریخ کرمان وارد گردید در تمامی طول تاریخ بی همتا بوده حتی مغولان و آقا محمدخان قاجار و تیمور لنگ و محمود افغان هم دست به تخریب محلات و خانه های زیبا و تمدن نزدند.
منصور ایران پور ( نویسنده و کرمان شناس )
انتهای پیام/*

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار