غلامحسین رضایی. نقاش
کد خبر: ۷۷۸۹۶۴
تاریخ انتشار: ۱۹ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۲:۴۱ 10 September 2019

(مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ چرا که وعده تو دادی و او به جا آورد)1
حسین(ع) مصلح دین بود و با فداکاری حیات تازه ای بر دین مصطفی آورد
چو دید منبر حق را به دست نااهلان غیور بود و ز خود، غیرت خدا آورد
نیاز دین به کسی که قیام ویژه کند حسین(ع) هستی خود را به کربلا آورد
برای دین که بیفتاده بود در بستر نوشت نسخه ی بهبودی و شفا آورد
بزد ز خون شقایق به نیزه و شمشیر که درد را بشناخت و بر آن دوا آورد
در این مسیر لیاقت ندارد هر که غریب حسین(ع) آمد و (یاران آشنا) آورد
عمل به (بخشش جان) نیست کار نامحرم حسین(ع) (محرم راز) و (گزیده ها) آورد
حسین(ع) بوده فراتر ز بحر و اقیانوس که تا ابد ز عمل (مکتب سخا) آورد
حماسه ای که به پا کرد روز عاشورا فقط برای خدا بود و، بی ریا آورد
(خلیل حق) که رضا شد به ذبح (اسماعیل) حسین(ع) پاره ی تن، شیرخواره را آورد
کنار غنچه (حبیب بصیر) پرپر شد یلی چو (حضرت عباس) باوفا آورد
گلی که زاده ی لیلا شبیه پیغمبر که اکبر است و ز بُستان مرتضی آورد
مگر نه حجله ی (قاسم) به خونش آغشته؟ که خون به زینت آن نوجوان حنا آورد
به کربلا نه فقط لاله، (حج اکبر) بود عمل به فلسفه ی (مروه) و (منا) آورد
خلوص نیت این مرد تا ابد جاری که بحر معرفت و معدن صفا آورد
بر حفظ دین خدا از فنا شدن، آمد ز خون که جوهر جان است بر بقا آورد
شهید داده و آتش به خیمه ها برسید هر آنچه را که بیاورد بر لقا آورد
که بر هدایت آینده ی جهان بشر علیه هر چه (یزید) خطبه و ندا آورد
که حج نیمه تمام و حماسه ی خونین نه جبر بوده بر این کار کز رضا آورد
حسین(ع) خود شده قربانی لقاءالله و هر که بود به این عشق مبتلا آورد
فدا شد و، نشود فانی و، نمیرد عشق که بر محافل عشاق خود نوا آورد
که شیخ شعر، خلیل و، حسین(ع) پیر مغان دو خط ارادت (نقاش) ز ماجرا آورد
(مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ) تو وعده دادی و (خون خدا) به جا آورد
1: حافظ
انتهای پیام/*

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار