غلامحسین رضایی – نقاش
کد خبر: ۷۹۴۷۳۱
تاریخ انتشار: ۱۴ آبان ۱۳۹۸ - ۲۳:۵۴ 05 November 2019

(امرای عرب) از پرخوری سنگین گشتند ز خُم رنگ اجانب همه رنگین گشتند
اکثریت به در خانه ی شیطان رفتند بهر پروار تن و هلاکت جان رفتند
عزت و معنویت دست فراموشی رفت عرب و دشمن غربی به هماغوشی رفت
چتر دشمن سر اعراب سیاهی انداخت تفرقه بین ملل داد و، تباهی انداخت
سفره ی نفت عرب را به شراکت خوردند نور امید و حیات از دل مردم بردند
دل مردم پر خون از ستم و ذلت بود منتظر بر فرج و رهبری با غیرت بود
تا که (سید حسن) این (زلزله بر خواب) آمد جان رفته به تن و پیکر اعراب آمد
لطف حق بوده بر اعراب سری پیدا شد سروی آزاد ولی با ثمری پیدا شد
سروی آزاد که از ظلم و ستمگر بیزار بر خلاف امرای عرب، ایشان بیدار
درد فهمیده و درمان اساسی آورد بهر آزادی بنده چه کلاسی آورد
در کلاسش عملاً درس شهامت می داد سنگر دفع تجاوز ز حضورش آباد
گفته هایش همه همراه عمل گل می کرد هرزه ها را تبر غیرت گل، شُل می کرد
ترس از اهریمنان را ز دل مردم برد غرش حق شد و زان عربده ی باطل مرد
زنده شد روح شهادت طلبی و ایثار (استقامت) سر تسلیم ندارد این بار
ضد باطل بوده در اردوی حق بالیدند پوزه ی ظلم و ستم را به زمین مالیدند
شیر مردان خدایی به نبرد ایستادند اهرمن را به عقب رانده شکستش دادند
(پسر شیر خدا) تا سر اعراب آمد خون ایمان کمر تیغ تجاوز را زد
راه بر ظلم و ستم را پس از این می بندند جنبشی بین جوانان جهان افکندند
یارب این سید مظلوم نگردد مغلوب عزتش را تو بیفزا و بدارش محبوب
آی (نقاش) خدا حامی حزب ا... است
در حقیقت ز خدا پوزه ی دشمن بشکست

انتهای پیام/*

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار