کد خبر: ۸۱۴۳۰۸
تاریخ انتشار: ۲۵ دی ۱۳۹۸ - ۱۱:۴۳ 15 January 2020

دوست دارم برادر صدایت کنم همان برادری که چهل سال پیش در آغاز راه انقلابیت، طاعت و ولایت پذیری منشت بود. از همان روزهایی که سبز پوشیدی تا قامتت مثال پیشانی پرچم وطنم، صلابت را هدیه چشم های زیبابین نماید. سفیدی قلبت از پاکی و نور الهی، خط میانه ی پرچم را هم به وجد می آورد و سرخی خونت، امضا حق بودنت، جانفشانی ات، جان دادنت و سر دادنت، تکمیل پرچم کشورم بود و هنوز هم هست.
برادرم ، سپاه...
دوست دارم برادر صدایت کنم که هستی. برادر همه ی برادرها و همه ی خواهرهای سرزمینم. ای دوست داشتنی ترین فرزند وطن! اخلاص را جرعه جرعه نوشیده ای و والا قامت و بلند هیبت گشته ای. صداقت از تو فرمان می برد که در رزم ، همرزمی دلاور و در بزم همنشینی بی ادعا و گمنام مانده ای.
ای تک سرنشین مَرکب عاشقی! عشق سراغت را از سربداران می ستاند و مُرَکب ستایش، نامت را از قلم عزت و افتخار بر صحیفه ی شرافت و شجاعت تراوش می کند.
برادرم سپاه... چهل سال است که اعتقادت استوار است و اعتمادت بلند. چهل سال است که جان برکف پا در رکاب ولایت از امام خمینی تا امام خامنه ای، سرگشته کوچه های شهادتی. بی تاب دروازه های ارادت از عاشورا تا ظهور مولایی. بر خاک نشسته ای و حسرت افلاکیان نوش کرده ای و آرزوی وصال ملائکه را هر روز مشق کرده ای و دفتر خاطرات را از خطوط بندگی و فضیلت های معنوی سطر به سطر با اشک های اشتیاق انباشته ای.
چهل سال است که هم سفره ی ضعیفان و خار در چشمان بی دَردانی. از خود می گذری تا دروازه های رسیدن تا خدا ، از پیروان حق طلب انبوه شود. می رزمی تا ملت ها عزیز و حاکمان زر و زور و تزویر روسیاه و ذلیل گردند.
چهل سال است که همه ی خوبی ها را برای دیگران می خواهی. همه ی آرامش ها ، آسایش ها، صلح و امنیت را برای همه می خواهی. رنج و سختی را بی طاقت کرده ای تا ضمیر و ذهن مردمانت از نابسامانی و ناامنی و جنگ، آشفته و ناآرام نشود. خستگی را ناکام کرده ای تا کاستی های معیشت و زندگی، چشمان امت وفادارت را اشکبار ننماید. سرلوحه ی مرامت جهاد فی سبیل ا... است تا قلب مستضعفان از ستم استکبار، دردمند و در جراحت، از تپش نایستد. چهل سال است که زاهد شب و شیر غُرّان روزی تا شغالان را مجال بوکشیدن نباشد و نماند.
چهل سال است که آب و آیینه و آفتاب به صداقت راهت، ایمانت و هدفت گواهی می دهند.
ای نقطه روشن مهتاب وفاداری بر تیره ی مخمل آسمان مجاهدت! صورت خوش سیرت ستاره های کمال و معنویت، برادر سپاهی ام!
غم یارانت نبینم. غم سبزپوش هایت نبینم. پیش مرگ مردمت باش! اما آرزوی مرگ نکن که لایق شهادتی. آبرو می گذاری و گردن به تیغ ناسپاسی می سپری تا ردای اقتدار از قامت نظام الهی بر زمین نیفتد. برادر بزرگتر بر کوچکترها ببخش که زبان شکرشان در لحظه های سخت و دردآور، تلخ می شود اما دیر نیست که حکمت الهی را در رخدادهای ناخواسته بیابند و بفهمند و زانو به درگاه سپاس فرود آورند.
برادر سپاهی ام! بیست و پنج ساله هایت را به جرم عاشورایی بودن سر بریدند و سینه هایشان را از گلوله و آتش کینه انباشتند تا سرفرازیت را خدشه دار کنند اما به دعای ولایت هرگز موفق نشدند. جای بوسه های رهبر بر گونه های سردارت را با ضربه های موشک نشانه رفتند و دست انگشتری بیعتش را بریدند تا چهل سال همت، مردانگی، شجاعت با تدبیر و حمایت و مهربانی یک سپاه را به خاکستر شکست بکشانند، اما چه خوش خیال که با پشتوانه ی یک امت قدرشناس، بدخواهان هرگز به هدف شوم خود نخواهند رسید.
کمترینند آن ها که از شهامتت کینه ها و بغض ها دارند، غمی نیست که قدرنشناسی لق لق کلام ناسپاسان شده است. از انصاف به دورند آن ها که فکر می کنند می توانند گستاخانه حق سال ها جانفشانی ات را با بی مهری کف دستت بگذارند!
برادر سپاهی ام! مقتدر بمان، سرفراز و سربلند.
سرو قامت! مطیع ولایت و پاسدار ارزش ها . یک ملت به سپاه پاسدارانش می نازد که نامش ملت ایران اسلامی است.

انتهای پیام/*

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار