سروده‌ی: راشدانصاری
کد خبر: ۸۲۶۱۲۴
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۴:۱۷ 25 February 2020

شاعران را که به پابوس حسن می بردند
همه آراسته با تیپ خفن می بردند

" ساکنان ِ حرم ِ ستر و عفاف ملکوت"
همه را نصف شبی داخل "وَن" می بردند

یک نفر را که سرش گیج و کمی سرخوش بود
با نوای ِ تَتتن تن تَتتن می بردند!

دوش دیدم که ملایک دو سه پیمانه زده
جنس آلوده ی چین سوی وطن می بردند

کار وارونه شده چون که به چشمم دیدم
مُشک را کهنه حریفان به ختن می بردند

جای ویروس کرونا که به قم آوردند
شیخ را کاش به اطراف پکن می بردند!

خواب دیدیم که خاکستر ِ او را مردم
با تبرک طرف ِ دشت و دمن می بردند

زن اگر بود اسیر کرونا ، مردش را
می گرفتند و به همراهی ِ زن می بردند

تا بکاهند کمی آتش سوزانش را
دوستانش همگی بادبزن می بردند!

چون که در مردن ِ او شبهه نمی کرد کسی
مومنان هدیه ی کافور و کفن می بردند

آن چه را اکبر ِ سگ ریش به تن می مالید
عده ای چرب و نشُسته به دهن می بردند!

من هم از ترس ِ گرفتار شدن در کرونا
سرفه می کردم و مردم همه ظن می بردند...

انتهای پیام/*

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار